اینجا فنجان است ! و زندگی فنجان مالامال از قهوه تلخ گاه سپید شیر هم دارد گاهی! شاید شیرین هم باشد شاید تلخ... یکی هست می خواند مدام و صدا می پیچد و زمان می تابد مرگ نیز می خندد گه گاه ... من و ما راه گذر عمر ما گل مانند همه اش خواهد رفت و فنا خواهد ماند و فقط می ماند نجوا می ماند فردا با طعم گس برکهی ماه در پس پرده مرگ خطی خواهد ماند ازتو شاید اینجا ...!! اینجا فنجان من است ...